سه دهه انتظار برای یک خبر از یک خبرنگار
خبرنگار صرف‌نظر از اینکه در کجای جهان باشد، سفیر فرهنگی یک کشور در کشور دیگر محسوب می‌شود؛ پس کاظم یک سفیر فرهنگی بود.
كدخبر: ۶۹۰۶
تاريخ: ۱۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۵
گرداب- متن زير نامه‌اي است كه "حسن اخوان" برادر "كاظم اخوان" یکی از چهار دیپلمات ایرانی در بند رژیم صهیونیستی، به مناسبت "روز خبرنگار" براي گرداب ارسال کرده است:


به نام يگانه داننده همه اخبار و اسرار هستي
خداست كه همه چيز را مي‌داند

سرنوشت برادرم "كاظم اخوان" خبرنگار و هنرمند عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی و همراهانش "حاج احمد متوسلیان"، "تقی رستگار مقدم" و "سید محسن موسوی"، کاردار سفارت ایران در بیروت از سوی نیروهای وابسته به رژیم اشغالگر قدس در لبنان که قریب سه دهه از ربودن آنان در لبنان از سوی نیروهای وابسته به رژیم اشغالگر قدس می‌گذرد، در ظاهر به یکی از پیچیده ترین معماهای سرنوشت 4شهروند جمهوری اسلامی بدل شده است و رمزگشایی از آن به سبب پیوندهای وثیق آن با شرایط سیاسی و امنیتی منطقه و ارتباط آن با دخالت برخی افراد ذی‌نفوذ که در پس زمینه‌ تمام امور مربوط به این پرونده نقش فعالی بازی کرده‌اند، باعث شده حل آن علی‌رغم گذشت 29سال با حاشیه های بسیار ممکن نشود.

اما مرور زمان از مسئولیت پذیری ما کم نمی کند و این جرم مستمر ضد انسانی می بایست به عنوان یک مسئله ملی پیگیری و سرنوشت این عزیزان روشن شود. درست است که سه دهه گذشته اما هنوز فضای مه آلود ما را احاطه کرده و شفاف نشده و اعلام قطعي جاي خود را به ابهام و عدم قطعيت سپرده است. ما همچنان منتظر شنیدن یک خبر هستیم. سه دهه از لحظات عمرمان بي خبر از سرنوشت او به سر شد. معنى چشم انتظاری را نمی شود فهمید، بلکه بايد آن را تجربه کرد. باید از مسیر برزخ عبور کرده باشی تا بدانی چه فضایی دارد.

قبل از اینکه دست به قلم ببرم با خود فکر کردم که خدایا با گذشت سه دهه بار دیگر که می خواهم صندوق رنج سی ساله خود را باز کنم چه بگویم که تکراری نباشد. خیلی چیزها در مورد این پرونده گفته شده و ساده از کنار آن گذشته اند و نه تنها هیچ عکس العملی در پی نداشته است، بلکه بر عکس آن عمل شده است اما به هر حال نا گفته هایی باید مطرح شود تا در تاریخ و برای آیندگان بماند و تکلیف امروز ما اینست که توجه مردم ایران را به واقعیت‌ها جلب کنیم. اگرچه شرح سه دهه در این کوتاه میسر نیست اما امیدوارم روزی حقایق آشکار شود. به هر حال غفلتی تاریخی در مورد یک خبرنگارمظلوم ایرانی شکل گرفته است و نمونه ای تراژیک اما محدود به نوع خود است.

با یاد و نام کاظم اخوان شما تلاش خبرنگاری را پاس می دارید که از ابتدای جنگ تا عزیمت داوطلبانه به لبنان در جبهه زندگی کرد. او خبرنگاری کاوشگر و حقیقت یاب بود برای همین به لبنان رفت.

اگرچه پرسشهای اساسی زیادی وجود دارد اما پرسش اصلي خودم را از خبرنگاران حول این محور قرار می دهم: چرا سرنوشت کاظم اخوان، خبرنگار ایرنا پس از گذشت سه دهه همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد؟

از چند راه می شود جواب به این سئوال را پیدا کرد یکی از روشهای جواب دادن به این سئوال این است که از خودتان به عنوان یک خبرنگار بپرسید این پاسخي است به تغافلی عمدي یا سهوی که در هر صورت از مسئولیت شناسی شما کم نمی کند. می‌خواهم روی این حقیقت تأكید كنم كه اگر مسئولیت‌شناسی و آرمانخواهی را از شغل سخت خبرنگاری بگیریم، شما بهتر می دانید چه بر سر آن خواهد آمد؟

خبرنگار صرف‌نظر از اینکه در کجای جهان باشد، سفیر فرهنگی یک کشور در کشور دیگر محسوب می‌شود؛ پس کاظم یک سفیر فرهنگی بود. امروزه در دنیا بخشی از دیپلماسی عمومی و اعلامی کشور ها از سوی رسانه های آن شکل می گیرد.

آیا خبرنگاری در سه دهه گذشته سعی کرده حقیقت سرنوشت او را کشف کند؟ در طول این سی سال حتی یک خبرنگار برای یک بار از شخصی که قریب بیست سال مسئولیت پرونده خبرنگار و دیپلماتهای ربوده شده ایرانی در لبنان را داشته است، سئوالی نکرده است؟

او نه به مردم و نه به مسئولین توضيح نمي‌دهد و خود را در برابر هیچ مقامی پاسخگو نمی داند. آیا در کشور ما عده ای دارای مصونیت آهنین هستند؟ احترام به حق دیگران مؤلفه‌هایی دارد که این روزها چندان نشانی از آنها نمی‌بینیم. به رغم ابعاد این حادثه و سوابقی که پدید آورد، بحث چندانی از سوی رسانه ها به عمل نیامده است. کافی است به اخبار روز خبرنگار در روز گذشته توجه کنید.

تکلیف خود را به عنوان یک خبرنگار با گذشته و آینده این پرونده روشن کنید. تا کی می خواهید منفعل عمل کنید؟ به دفاع از حقوق از دست رفته یک خبرنگار و خود بر خیزید. کار خبرنگار دفاع از حقوق عموم مردم و حفاظت از آن و حق گویی است. حق گویی و عدالت خواهی را قربانی مصلحت اندیشی نکنید. چرا سالها از عمر روزنامه نگاری ما می گذرد، اما هنوز مقوله اخلاق رسانه ای به رازی سر به مُهر می ماند.

خبرنگاری حقیقت یاب تعريف‌ خاصي‌ دارد که‌ قطعاً با شکلي‌ که‌ در کشور ما‌ به‌ آن‌ پرداخته‌ مي‌شود، تفاوت‌ اساسي‌ دارد. حقیقت یابی نکته خیلی اساسی در خبرنگاری است که در کشور ما به دلیل شرایط خاص مورد توجه قرار نمی‌گیرد. نمی توان خبرنگار بود و در عین حال تصور کرد که می توان این جهان را با تمام پیچیدگی هایش نیز داشت و در آن زندگی آرام و بی دردسری را پیش برد. خبرنگار صرف‌نظر از اینکه در کجای جهان باشد، خود باید بگردد و حقایق را کشف کند.

درست است که خبرنگاران در معرض انواع فشار ها و محدودیتها قرار می گیرند، آنان به مسئولیتی گمارده می شوند که باید به عنوان یک وظیفه نگران حفظ حقوق شهروندان باشند. وی باید مصالح کشورش را نیز در نظر بگیرد، ولی خبرنگار در قلب خود باید بداند که اگر از حقوق همکار خود دفاع نکند، هیچکس دیگری نیز این کار را نخواهد کرد و این اصل خودیاری است.

سیاست هنر امکان است. ما در سه دهه گذشته چه فرصتها و محدودیتهایی در این پرونده داشتیم و هدر دادیم. اراده به اهداف و انگیزها بستگی دارد. اراده و فرصت هر دو دست به دست هم برای بروز رفتاری ضروری اند خواستن با شرایط وقوع و توانستن با اراده تجلی می یابند. اغراق نیست که بگوییم اصطلاح تعاملات به هم وابسته بدین معناست که همه چیز بر همه چیز تاثیر می گذارد. حقایق مهمی وجود دارد. با توجه به منحصر به فرد بودن این پرونده از ساده انگاری و خام پنداری باید اجتناب شود؛ رویداد های این پرونده بیش از حد پیچیده و حقیقتا بی نظیر است.

در این سه دهه فهمیدیم که برای چون و چراهای سیاست باید شکیبا بود. قطعا آرزوی ما این است که درباره سرنوشت برادرم به یقین برسیم. در همه این سالها برخی با داده های حاصله در نتایج، انحراف ایجاد کرده اند. شواهد مورد ادعا در این پرونده باید عینی و با موضوع مرتبط باشند. هر تحلیلگر با هوشی این را می داند و داشتن یک دیدگاه هوشمند بسیار حائز اهمیت است. نقش ها و افراد بسیار مهم هستند.

با مباحث مطروحه امروزه دیگر نمی توان ابعاد مختلف این پرونده را کتمان کرد. شعارهای زیبای گذشته باید جای خود را به اعلام رک و راست سیاست ها و اهداف واقعی دهد. عدم حقیقت یابی پیگیری سرنوشت کاظم اخوان به عنوان شکستی معنوی برای جامعه خبری ما در تاریخ ثبت خواهد شد و اگر شما به عنوان خبرنگار نتوانید نوری بر آینده تاریک سیاسی این پرونده بتابانید، از دیگران انتظاری نیست و درد و رنج بی صدای ما سالهایی دیگر تداوم می یابد. آیا به نتیجه نرسیدن این پرونده مقصر اصلی ندارد؟ اگر روزی قطعه های پراکنده این پازل جمع شوند، تصویر معناداری شکل خواهد گرفت؛ تصویری با عمق بیشتر و جزئیات و وضوح بهتری ارائه می‌کند و به فهم نکات تاریک آن کمک می کند.

همانطور که پیش بینی می شد مسائل مطرح شده اخیر در سالگرد اسارت این عزیزان از چنان اهمیتی برخوردار نیستند که مفروضات و نظریات گذشته را به چالش طلبیده و تجویزهای جدیدی را ایجاب کرده باشد و تحلیل مهمی درباره این پرونده در اختیار ما قرار نمی دهد و البته قابل پیش بینی بود که چیز جدیدی را در راس دستور کار ندارد و هیچ تغییر مثبتی حاصل نشده است. چگونه آدمها می توانند در برابر یک واقعه واحد، رفتار های متفاوتی از خود بروز دهند و به شیوهای خاص عمل کنند؟ برای حل چنیین معماهایی چه باید کرد؟

در این ماه خدا با خداوند پیمان ببندید حداقل در ظاهر، صوری و شکلی نسبت به سرنوشت یک انسان حساسیت نشان دهید و روزنه امیدی را به آینده بگشاید. چگونگی برخورد یا عكس‌العمل شما به عنوان یک خبرنگار در برابر این موضوع به اندازه پیامدهای نهایی و مطلوب آن، از حساسیت بالایی برخوردار است.