فشار و تحقير زنان در غرب منجر به آن شده است تا زنان رو به جريانات فمينيستي بياورند حال آنکه همين جريان هاي فمينيستي نيز در برنامه اي مدون در خدمت مرد سالاري غربي قرار مي گيرد.
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۳
کد خبر: ۱۲۰۳
گرداب- در تعاريف غربي فمينيسم باور داشتن به حقوق زنان و برابري سياسي، اجتماعي، و اقتصادي زن و مرد است. فمينيسم مباحثه‌اي است که از جنبش‌ها، نظريه‌ها و فلسفه‌هاي گوناگون تشکيل شده است که در ارتباط با تبعيض جنسيتي هستند و از برابري براي زنان دفاع کرده و براي حقوق زنان و مسايل زنان مبارزه مي‌کند.

درواقع اينطور بايد گفت که تشکيل جنبش هاي فمينيستي در غرب به دليل پاسخ دادن به وضعيت بد زنان در غرب بوده است. فشار و تحقير زنان در غرب منجر به آن شده است تا زنان رو به جريانات فمينيستي بياورند حال آنکه همين جريان هاي فمينيستي نيز در برنامه اي مدون در خدمت مرد سالاري غربي قرار مي گيرد. فمينيسم سعي مي‌کند تا ضمن درک دلايل نابرابري‌هاي موجود، تمرکز خود را به سياست‌هاي جنسيتي، معادلات قدرت و جنسيت معطوف نمايد.

اما در تعريف و تبين الگوي زن غربي که مولد و موجد جنبش هاي فمينيستي است بايد گفت در الگوي زن غربي که به اصطلاح زن مدرن خوانده مي شود اساسا تفاوتي ميان مرد و زن وجود ندارد اين انگاره در بدايت امر بسيار انساني و آزادي خواهانه به نظر مي آيد اما با اندکي کنکاش متوجه خواهيم شد که نه تنها الگوي زن غربي به آزادي و مساوات ميان زنان و مردان نمي رسد بلکه زن را به زنجيرهاي مدرن اسارت در برابر مرد مي کشاند و همين اسارت نيز مولد نوعي اعتراض در ميان زنان شده است که همين اعتراضات نيز در پروژه اي سازماندهي شده به نفع مرد سالاري و فرهنگ اومانيستي غربي تمام مي شود.

در الگوي زن مدرن زنان از هرگونه محدوديت و حصاري آزاد شده اند. آنان مي تواند حتي بدون پوشش خاص و نيمه عريان وارد اجتماع شوند. ديگر تقيدي بر ارضاي نياز جنسي در کانون خانواده نيست بلکه جنسيت و شهوانيت به عرصه اجتماع کشيده شده است. اما به راستي برداشته شدن حصار حجاب و عفاف باعث آزادي زنان شده است؟ به راستي چه کسي از الگوي زن مدرن بيشتر استفاده و يا بهتر بگوييم سوء استفاده مي کند؟

امروز در غرب نگاه به زنان يک نگاه کاملا ابزاري و جنسي است. زن مدرن حقيقتا انسان نيست بلکه کالايي است که براي شهوت پرستي مردان ظهور و بروز پيدا کرده است.

در واقع الگوي زن مدرن کاملا مرد محور است نه زن محور. از همين رو هم اکنون اعتراض به وضع موجود زنان در غرب به صورت آسيب هاي اجتماعي مانند فمينيسم پديد آمده است .بسياري از زنان در مقابل اين الگو از خود رفتار هاي خشونت آميز بروز مي دهند. آنها سعي مي کنند که با خشونت بيشتر خود را بيش از پيش متظاهر به مردان کنند و از اين رو جايگاه ابزاري خويش را در نگاه مردان ترک گويند. در واقع در يک عبارت کوتاه فمينيسم مولود ناقص الخلقه الگوي زن غربي است. از اين رو موضوع‌هاي کلّي مورد توجه فمينيسم تبعيض، رفتار قالبي، شي‌انگاري، بيداد و مردسالاري/پدرسالاري هستند. فعّالان فمينيسم به مواردي مانند برابري جنسيتي، حقوق توليد مثلي، خشونت خانگي، برابري دستمزد، آزار جنسي، و تبعيض جنسيتي مي‌پردازند.

امروز فمينيست ها بر اين باورند که زنان مي بايست با هر پوششي وارد اجتماع شوند حال آنکه از بين رفتن حجاب تنها به ضرر زنان است. فمينيسم ها به دنبال روابط آزاد جنسي هستند حال آنکه در صورتي که روابط جنسي آزاد شود و خانواده کانون اين ارتباط نباشد بازهم زنان متضرر اصلي هستند چرا که آنان توانايي مالي و اقتصادي محدودي در غرب دارد لذا در نهايت مي توان گفت فمينيسم مولود نقض حقوق بشر در غرب است که هم اکنون به نام حقوق بشر انسانيت زنان را به ديار نسيان مي سپارد.
مرضيه مجيدي

منبع: روزنامه رسالت
نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد