Gerdab.IR | گرداب

واکنش کاربران به درگذشت شاعر انقلاب حمید سبزواری +تصاویر

تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۵

کاربران فضای مجازی با انتشار پست هایی به خبر درگذشت شاعر انقلاب واکنش نشان دادند.

به گزارش گرداب، "حسین ممتحنی" ملقب به "حمید سبزواری" شاعر پیشکسوت انقلاب صبح امروز به دلیل کهولت سن و بیماری در بیمارستان آسیا دار فانی را وداع گفت. وی متولد سال 1304 در سبزوار و در خانواده ای مسلمان و معتقد چشم به جهان گشود.

در پی انتشار خبر درگذشت آن مرحوم کاربران شبکه های اجتماعی با هشتگ های "#حمید_سبزواری" و "#شاعر _انقلاب" و انتشار تصاویر و قطعه شعر های آن مرحوم یادش را گرامی داشتند.

استاد حمید سبزواری پدر شعر انقلاب درگذشت.
روحشون شاد و راهشون پاینده.
برای شادی روح استاد صلوات



استاد حمید سبزواری شاعر پیشکسوت انقلاب به دلیل کهولت سن و بیماری، بامداد امروز در بیمارستان تریتا دارفانی را وداع گفت.


استاد حمید سبزواری رحمه الله علیه شاعر پیشکسوت و بلندآوازه انقلاب و دفاع مقدس درگذشت.


پدر شعر انقلاب، استاد حمید سبزواری دهها سال در صراط انقلاب اسلامی ثابت قدم ماند و در ماه میهمانی خداوند، به امام بزرگوارش پیوست.
برای شادی روح بزرگش، فاتحه‌ای نثار کنیم و به یادش بخوانیم:
 خمیني اي امام، خميني اي امام 
اي مجاهد اي مظهر شرف
اي گذشته ز جان در ره هدف
هر زمان مي رسد از تو اين ندا
اي اسيران و مستضعفان به پا
زير بار ستم زندگي بس است
نزد طاغوتيان، بندگي بس است
بود شعار تو به راه حق قيام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام
خميني اي امام، خميني اي امام 
اي مجاهد اي مظهر شرف
اي گذشته ز جان در ره هدف
چون نجات انسان شعار توست
مرگ در راه حق افتخار توست
اين توئي، اين توئي پاسدار حق
خصم اهريمنان، دوستدار حق
بود شعار تو به راه حق قيام
ز ما تو را درود ز ما تو را سلام
خميني اي امام، خميني اي امام


متاسفانه حمید سبزواری، شاعر خوبِ پیشکسوت، ساعتی پیش فوت کرد .
کیست امشب حلقه بر در میزند؟
هیچکس را من ندارم انتظار؟
پیک غم پیغام مرگ آورده است
تا چه می خواهد ز جان بی قرار!


درگذشت حسین ممتحنی مشهور به حمید سبزواری ، از پیشگامان شعر انقلاب اسلامی را تسلیت عرض میکنیم


إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ
استاد حمید سبزواری از شاعران بلندآوازه انقلاب و دفاع مقدس ساعاتی پیش دارفانی را وداع گفت. روحت شاد استاد!



استاد حمید سبزواری مرد اخلاق و ادب و محبت بود. من که جوانی بیست و چند ساله بودم، چندین بار سرزده برای دیدارشان به خانه شان رفتم، و ایشان بی هیچ تکلفی برای ساعت ها به گرمی پذیرایم بودند و همیشه پله های زیاد خانه را برای استقبال و بدرقه، تا در خانه می آمدند. یادم نمی رود که بعد از روبوسی معمول، به پیشانی هم بوسه میزد، مثل پدبزرگی که سالهاست به تو محبت می ورزد...
مرد اندیشه ورز و بلند منش، اما متواضع و سبکبال.
خدایش در جوار رحمت بیکران خود بیارامد...