تاملی بر نقش دیپلماسی عمومی در جنگ نرم (1)
در دنیای امروز حضور مستقیم در سایر کشورها به منظور سلطه‌ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کارایی خود را از دست داده و مفهوم جدیدی از دیپلماسی شکل به نام "دیپلماسی عمومی" شکل گرفته ‏است.
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۵:۱۵
کد خبر: ۵۳۲۴
گرداب- دیپلماسی عمومی به جهت تحول در ساختار قدرت جهان و جابجایی منابع قدرت از سخت به نرم از یک سو؛ و افزایش نقش افکار عمومی در مناسبات بین المللی، تأثیرگذاری فرهنگ بر روابط بین الملل و تأثیرگذاری مردم در تعیین سیاست‌های داخلی و خارجی از سوی دیگر جایگاه بسیار ممتازی را در راهبردهای سیاسی- امنیتی کشورها پیدا کرده است.

در این تاکتیک که از روش اقناع و نه تهدید بهره گرفته می‌شود، عموم مردم و نخبگان جامعه هدف مخاطب قرار می‌گیرند. بخشی از دیپلماسی عمومی در جنگ نرم از راه ارتباطات آموزشی- فرهنگی و با هدف شناسایی، نخبه پروری و در نهایت ایجاد و استقرار شبکه‌ای کاملاً وابسته در کشور هدف پیگیری می‌شود.
 
بی‌شک سردمداران فرهنگ غرب پس از آن‌که حضور مستقیم و بی‌واسطه‌ خویش را در سایر کشورها به منظور گسترش نفوذ و سلطه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن ندیدند، سعی کردند نمایندگانی از بین خود ملت‌ها برگزینند و مسئولیت فراهم آوردن زمینه‌ سلطه‌پذیری را به غرب‌گرایان و وابستگان فکری خود واگذار کنند.

آنان معمولاً پس از مسافرت به غرب، تحصیل و حشر و نشر در آن دیار، مقهور پیشرفت و فن‌آوری برتر غرب شده و پس از بازگشت به کشور خویش به بلندگوی فرهنگ بیگانه تبدیل می‌شوند. بر این اساس ایالات متحده‌‌ آمریکا سرکردگی و پیشتازی خود را از راه سرمایه گذاری در پیش‌برد این نوع از دیپلماسی به‌وسیله‌ آموزش فرهنگی- سیاسی به دنیا تحمیل می‌کند. زیرا از این راه می‌تواند خط مشی و طرز تفکر رهبران و نخبگان آینده‌ کشور هدف را هماهنگ با تفکرات و ایده آل‌های خود سامان‌دهی کند.
 
بنابراین با توجه به اهمیت روزافزون موضوع نام برده شده، در این مقاله که در چند بخش تقدیم خوانندگان می‏‌شود، برآن هستیم تا به ارتباطات آموزشی- فرهنگی ذیل تاکتیک دیپلماسی عمومی پرداخته و با ارائه‌‌ مستندات متعدد و متنوع آن را مورد واکاوی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
 
چیستی جنگ نرم
جنگ نرم عبارت است از تهاجم همه جانبه جهت کسب مطلوب (حاکمیت فرهنگ غربی) از راه جاذبه؛ نه از راه اجبار یا تطمیع. جنگ نرم با ایجاد جاذبیت‌های کاذب فرهنگی (پلورالیسم، فمینیسم، لیبرالیسم و اومانیسم)، شخصیتی (اسطوره‌سازی و قهرمان پروری کاذب)، ارزش‌های سیاسی (دموکراسی، حقوق بشر و آزادی آمریکایی) و نهادی مرتبط و هم‌سو بوده و یا برای سیاست‌های کشور مهاجم مشروعیت ایجاد کرده و آن‌ها را دارای اعتبار می‌کند.

در جنگ نرم سعی می‌‌شود تا بر قلب‌ها و افکار غلبه شود و مردم بیش از آن‌که مجبور به انجام کاری شوند به همکاری برای پیاده سازی سیاست و اهداف مطمح نظر گرفته، می‌شوند. جنگ نرم جهت ایجاد همکاری، از روش متفاوتی استفاده می‌کند و آن جذابیت سازی برای ارزش‌های فرهنگی و سیاسی است. به علاوه جنگ نرم برای شکل دادن به محیط جهت پذیرش سیاست‌ها و ایجاد تصور مثبت از کشور مهاجم، سال‌ها طول می‌کشد.
 
جنگ نرم دو پیکارگاه دارد، یکی قلب و دیگری مغز است. تصرف قلب‌ها، مغزها و تصرف دل‌ها و ذهن‌ها هدف درگیری‌های نرم است. در جنگ نرم، عامل تهدید به دنبال فراهم کردن الگوهای اقناعی است و تلاش می‌کند که مخاطب را به‌گونه‌ای تحت تأثیر قرار دهد که ترجیحات و اولویت‌های خود را مطابق خواسته‌های عامل تهدید، فهم و درک کند.

کمیسیون 11 سپتامبر[1]  در گزارش پایانی خود تصریح کرد، بعد نرم جنگ علیه تروریسم در قالب جنگ برای تسخیر قلوب و عقول، باید به عنوان سومین ضلع از مثلث راهبرد و رهیافت نوین دولت ایالات متحده‌ آمریکا برای مقابله با تروریسم لحاظ شود.[2]
 
در واقع جنگ نرم با استفاده از قدرت نرم، یکی از اجزای اصلی سیاست‌های روزمره‌ کشورهای اومانیستی نظام کاپیتالیسم علیه جوامع مستقل به ویژه کشورهای مسلمان است. در جنگ نرم علیه کشور یا کشورهای مورد هدف از سه منبع استفاده می‌شود:

 
1.فرهنگ کشور یا کشورهای مهاجم؛
2.ارزش‌های سیاسی کشور یا کشورهای مهاجم؛
3.و بالاخره سیاست خارجی کشور یا کشورهای مهاجم.

 
فرهنگ[3]‌   به عنوان شکل دهنده‌ ذهن و رفتار عمومی جامعه است. حرکت جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است. فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصمیم‌های کلان کشور حتی تصمیم‌های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و در تولید هم نقش دارد.

فرهنگ فرآیندی از آداب و رسوم، خوی‌ها، خصلت‌ها و چگونگی روابط حاکم بر مجموعه‌ها و گروه‌های انسانی است، ضمن آن‌که خود زاییده‌ زندگی اجتماعی انسان‌هاست، تأثیر شگرف و غیرقابل تردیدی بر چگونگی و ادامه‌ حیات اجتماعی و ملی ملت‌ها نیز دارد.[4]
 
راه‌های انتقال فرهنگ عبا‌رت هستند از:
1) آموزش و پرورش مستقیم؛
2) تقلید؛
3) مبادلات فرهنگی؛
4) و تحمیل فرهنگ، تحمیل یک نظام فرهنگی یا بخشی از آن می‌تواند از راه نفوذ، تهاجم، جنگ، فرهنگ پراکنی و استعمار فرهنگی صورت گیرد.[5]
 
در بعد فرهنگی نیز مواردی از قیبل فرهنگ‌ها، هنجارها، ارزش‌ها، هویت، توان سیاسی و ... از جمله مؤلفه‌هایی هستند که فقدان و یا مخدوش شدن آن‌ها، در حد زیادی می‌تواند زمینه ساز تهدیدات نرم داخلی و حتی شکل‌گیری تهدیدات سخت افزاری و حمله‌ نظامی دشمنان بیگانه را فراهم آورد. تهدید نرم در حوزه‌ فرهنگی از اهمیت خاصی برخوردار است که در قالب نخبه سازی نیز تجلی پیدا می‌کند.[6]
 
سیاست خارجی[7]  عبارت است از مجموعه اصول و اهدافی که هر دولت در رابطه با دولت‌های دیگر در نظر می‌گیرد. دیپلماسی نیز از جمله ابزارهای اجرای سیاست خارجی است. در حالی‌که سیاست خارجی در برگیرنده‌ اهداف است، دیپلماسی ابزار و مکانیسمی جهت دست‌یابی به آن به شمار می‌رود.[8]
 
بی‌تردید مهم‌ترین راه انتقال فرهنگ همانا آموزش و پرورش[9]   است که خود چند مرحله را شامل می‌‌شود. بنابراین در این مقاله قصد داریم به این بعد اساسی و استراتژیک در جنگ نرم که دیپلماسی عمومی است، بپردازیم. برای این منظور روش توصیفی- اکتشافی همراه با ابزار کتاب‌خانه‌ای به کار گرفته شده است.
فاطمه مرسلی

[1]Sept. 11 Commission
[2] . درویش، رضاداد (1381)، کتاب آمریکا (6): ویژه‌ دیپلماسی عمومی در آمریکا، تهران : مؤسسه‌ فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، ص54.
 
[3]Culture
[4] . امیری، ابوالفضل (1387)، تهدید نرم: تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، تهران: پگاه، چاپ دوم، ص16.
 
[5] .همان، صص19-18
[6] . گروه مطالعاتی امنیت ملی (1388)، تهدید نرم و راهبردهای مقابله، تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی، صص106-104).

[7]Foreign Policy
[8] . آلادپوش، علی؛ توتونچیان، علی رضا (1372)، دیپلمات و دیپلماسی، تهران: وزارت امور خارجه،صص 9-8.
[9]Education

منبع: برهان

نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد