وبلاگ "پرسه در خیال"
آسمان را به ریسمان بردند، آسمان را کشان کشان بردند/ پیش چشمان دیگران بردند، مادرم داد زد بمان! بردند
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۳
کد خبر: ۵۳۸۷
گرداب- شعر زیر از حمید رضا برقعی، شاعر نسل سوم که برای حضرت زهرا سروده است.


گفت : در می زنند مهمان است

گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است

 مزن این خانه مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما

 

گفت: آرام ما خدا داریم

ما کجا کار با شما داریم

و اگر روضه ای به پا داریم

پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما

 

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر، اما

 

بین آن کوچه چند بار افتاد

اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد

تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-

گفت: یک روز یک نفر اما...

پرسه در خیال


برچسب اخبار:
نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد